ابراهيم عاملي ( موثق )
109
تفسير عاملي ( فارسي )
فخر : ممكن است يك ميزان براى كارهاى دل باشد و يكى براى پاره هاى تن و ديگرى براى گفته ها ، و زجّاج گفته است ممكن است كلمه ى موازين بر رسم گفتگوى عرب باشد كه جمع را در معنى مفرد استعمال مىكند مثل : « خرج فلان الى مكّة على البغال » يعنى فلانى بر قاطرها نشست و روانه ى مكّه شد و ممكن است اين كلمه جمع موزون باشد نه جمع ميزان و مقصود اين باشد كه هر كس اعمال سنجيده و وزن شده ى او سنگين بود . تأويلات كاشانى : شاهين ترازوى حقّ عدالت است و عالم حسّ يك پلَّه و كفّه ى ترازو است ، و يك پلَّه ى ديگر آن ، عالم عقل است پس آنكه كسب و كارش روى معقولات و حقايق ثابت و پايدار بود و بر اعمال خير و اخلاق فاضله و انديشه هاى راست و درست فكر كرد و عمل نمود سنگين خواهد شد يعنى وزن و ارزش خواهد داشت چون بالاتر قدر و ارزش بقاى دائم و ارتباط بعالم حقيقت است . و آنكه كسب و كارش بر محسوسات نابود شدنى بىثبات بود و با شهوات و خواسته هاى مادّى و خويهاى زشت سر و كار داشت سبك مىشود چون براى خود قدر و ارزشى ذخيره نكرده است و كمتر قدر و ارزش فنا و نابودى است كه بواسطه ى دنبالگيرى از خواستها و محسوسات بدنى لياقت رسيدن بكمال آدمى را از دست داده و زيان بزرگ بر خود هموار كرده است و ستمگر شده است كه صفات باقيهء خداوندى را ناچيز شمرده و آنها را در صفات فانيه ى نفسانى حيوانى پوشيده داشته است . تفسير حسينى نوشته است : در تبيان از ابن عبّاس رضى اللَّه عنه نقل مىكند كه درازى عمود ميزان پنجاه هزار سال راه است و كفّين او يكى از نور است و يكى از ظلمت حسنات را در پله ى نور نهند و سيئات را در كفه ى ظلمت . تفسير صافى : در احتجاج نقل شده است : از امام صادق عليه السّلام پرسيدند : اعمال مردم بترازو سنجيده مىشود ؟ فرمود : اعمال جسم نيست و مقصود صفت و چگونگى كار مردم است ، و نيز نياز به وزن براى آنكس است كه مطَّلع نباشد و خداوند بر همه چيز مسلَّط است ، آنگاه پرسيدند پس معنى ميزان چيست ؟ فرمود عدالت ،